خرنامه علیرضارضائی
اشعار خرکی علیرضارضائی
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ | نویسنده : عليرضارضائي

آن سوی در خری است که من می شناسمش
لاتِ موقّری است که من می شناسمش 

خدمتگزار مردم بدبخت و تنگ دست 
لوطیّ و عَنتری است که من می شناسمش

یک مورد از زنان نکاح موّقتش 
منشی دفتری است که من می شناسمش 

با اینکه از نماز و خدا لاف می زند
بی دین و باوری است که من می شناسمش 

پاک است دست و دامن و ماتحت او ولی
دزد دلاوری است که من می شناسمش 

گرچه به اسب بودن خود فخر می کند
آن سوی در خری است که من می شناسمش


برچسب‌ها: زن بازی, غزل نو, من می شناسمش, غزل طنز

اسلایدر