عاری از نقد و توصیه هستیم
شاخ این شهر و ناحیه هستیم
فاقد آب و برق و گاز و همه
در جهان توی حاشیه هستیم
در نگاه جهانیان همچون
اژدها،مار غاشیه هستیم
در جهانی که شعر زیبایی است
دزد معنا و قافیه هستیم
از علی لاف می زنیم ولی
دوستان معاویه هستیم
کوزتیم و تمام منتظر
دست گرم تناردیه هستیم
اگر اعراب گاو شیر دهند
ما خر چین و روسیه هستیم
برچسبها: غزل خرکی, شیر درباره گاو شیرده
آن سوی در خری است که من می شناسمش
لاتِ موقّری است که من می شناسمش
خدمتگزار مردم بدبخت و تنگ دست
لوطیّ و عَنتری است که من می شناسمش
یک مورد از زنان نکاح موّقتش
منشی دفتری است که من می شناسمش
با اینکه از نماز و خدا لاف می زند
بی دین و باوری است که من می شناسمش
پاک است دست و دامن و ماتحت او ولی
دزد دلاوری است که من می شناسمش
گرچه به اسب بودن خود فخر می کند
آن سوی در خری است که من می شناسمش
برچسبها: زن بازی, غزل نو, من می شناسمش, غزل طنز
شده دنیا به کام خرسواران
همه هستند رام خرسواران
نبوده هیج تغییری به دنیا
عوض گردیده نام خرسواران
اگر شیر و پلنگی خواهی افتاد
به تور و بند و دام خرسواران
هزاران عاقل و زیرک شده لِه
به زیر یوغ و گام خرسواران
هدف بیگاری است و شیره مالی
مخور گول مرام خرسواران
تو خواهی خورد حرص و غصّه و غم
وَ حسرت از سَهام خرسواران
بیا بیرون که در هر جا ببینی
هجوم و ازدحام خرسواران
اگر دنبال پول و پُست هستی
برو پیش و سلام خرسواران
برو و نکته برداری بکن از
اراجیف و کلام خرسواران
کلاهش را جهان برداشت از سر
به پاس و احترام خرسواران
برچسبها: خرنامه, خرنامه علیرضارضائی, خرسواران, احترام خرکی
