خرنامه علیرضارضائی
اشعار خرکی علیرضارضائی
تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ | نویسنده : عليرضارضائي

عاری از نقد و توصیه هستیم
شاخ این شهر و ناحیه هستیم

فاقد آب و برق و گاز و همه
در جهان توی حاشیه هستیم

در نگاه جهانیان همچون
اژدها،مار غاشیه هستیم

در جهانی که شعر زیبایی است
دزد معنا و قافیه هستیم

از علی لاف می زنیم ولی
دوستان معاویه هستیم

کوزتیم و تمام منتظر
دست گرم تناردیه هستیم

اگر اعراب گاو شیر دهند
ما خر چین و روسیه هستیم


برچسب‌ها: غزل خرکی, شیر درباره گاو شیرده

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ | نویسنده : عليرضارضائي

آن سوی در خری است که من می شناسمش
لاتِ موقّری است که من می شناسمش 

خدمتگزار مردم بدبخت و تنگ دست 
لوطیّ و عَنتری است که من می شناسمش

یک مورد از زنان نکاح موّقتش 
منشی دفتری است که من می شناسمش 

با اینکه از نماز و خدا لاف می زند
بی دین و باوری است که من می شناسمش 

پاک است دست و دامن و ماتحت او ولی
دزد دلاوری است که من می شناسمش 

گرچه به اسب بودن خود فخر می کند
آن سوی در خری است که من می شناسمش


برچسب‌ها: زن بازی, غزل نو, من می شناسمش, غزل طنز

تاريخ : پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۹ | نویسنده : عليرضارضائي

شده دنیا به کام خرسواران
همه هستند رام خرسواران

نبوده هیج تغییری به دنیا
عوض گردیده نام خرسواران

اگر شیر و پلنگی خواهی افتاد
به تور و بند و دام خرسواران

هزاران عاقل و زیرک شده لِه
به زیر یوغ و گام خرسواران

هدف بیگاری است و شیره مالی
مخور گول مرام خرسواران

تو خواهی خورد حرص و غصّه و غم 
وَ حسرت از سَهام خرسواران

بیا بیرون که در هر جا ببینی
هجوم و ازدحام خرسواران

اگر دنبال پول و پُست هستی
برو پیش و سلام خرسواران

برو و نکته برداری بکن از 
اراجیف و کلام خرسواران

کلاهش را جهان برداشت از سر
به پاس و  احترام خرسواران

 

 


برچسب‌ها: خرنامه, خرنامه علیرضارضائی, خرسواران, احترام خرکی

اسلایدر