پالان تو را اگر نجویم چه کنم ؟
گردر ره عشق تو نپویم چه کنم ؟
کس لایق مدح نیست ای حضرت خر
من مدح تو را اگر نگویم چه کنم؟
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, حضرت خر, مدح خرانه, لایق مدح
بی رنگ و ریاست خر صداقت دارد!
با صاحب خود میل رفاقت دارد!
براین سخن من همه اذعان دارند
برآدم دزد خرشرافت دارد!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, شرافت خرکی, شرافت خر بر دزد, صداقت خرکی
بنویس به لوح باور خیلی ها
زهراست به کام و ساغر خیلی ها
رفتند به عشق و حال و تفریح و صفا
خیلی نفرات با خر خیلی ها
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, با خرکسی تفریح رفتن, عشق و حال خرکی, ساغر خرکی
بسیار بگو حکایت خر ها را !
خر بودن بی نهایت خرها را
تعریف بکن شجاعت خرها را
تاجلب کنی حمایت خرها را !
برچسبها: خر نامه علیرضارضائی, حمایت خرکی, شجاعت خرکی, بی نهایت خر بودن
باید زالاغ خوب یادی بکنم
عشق خرکی،خرکیف زیادی بکنم
گفتی که:«برو چو ابلهان شادی کن»
با اینهمه خر چگونه شادی بکنم؟!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, شادی خرکی, اینهمه خر, عشق خرکی
با وعده و راه چاره برمی گرد یم !
رفتیم ،به یک اشاره بر می گرد یم !
هرچند که از«خر مراد »افتاد یم !
با یک خر نو دوباره برمی گرد یم !
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, بازگشت خرکی, خر مراد, از خر مراد افتادن
با صوت الاغ نغمه خوانی هیچ است
آواز کریه و آنچه دانی هیچ است
درمحضرعرعردل انگیز الاغ
کنسرت دل آشوب فلانی هیچ است
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, عرعر الاغ, کنسرت دل آشوب, هیچ است
با دست ودل خسته تورامی خواهند
عاشق شده پیوسته تورامی خواهند
ای یونجه ی سبز،ای جنیفرلوپز
خرهای زبان بسته تورامی خواهند!!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, دست بسته, خواستن خرکی, خر زبان بسته
با گله ی خر رفیق باید بشویم!
اندیشه ور وعمیق باید بشویم
ماها که نویسنده و شاعرهستیم
درکارخران دقیق باید بشویم!!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, کار خرها, دقیق شدن, رفاقت خرکی
با ظاهر چند ش آور و گر رفتی !
از کار اداره دایما دررفتی
دارای پرادوی سفیدی شد ه ای
هرچند که در اداره باخر رفتی !!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, ظاهر چندش آور, رباعی طنز خرکی, با خر رفتن
با حیله و رنگ می توان بالا رفت
با حرف قشنگ می توان بالا رفت
وقتی که مقام کوه ِ کوتاهی شد
با یک خر ِ لنگ می توان بالا رفت
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, بالا رفتن خرکی, پست خرکی, خرکی مقام گرفتن
این را یکی از نرّخران فرموده:
تا بوده زمین و آسمان،خربوده
یک کرّه خری جایگزینش شده است
گردیده اگر نره خری فرسوده!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, رباعی طنز, فرمایشات خرکی, خر فرسوده
ای کرّه خری که بهتر از نیسانی
محکم تر و دلنشین تر از پیکانی!
چون مردم روستا خریدند تو را
بستند به دُمب ! تو نظرقربانی
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, خر خریدن روستائیان, خر بهتر از نیسانی, خر بهتر از پیکان
ای فاقدِ فکر و تحتِ تاثیرِ علف
ای زُل زده بر پیرهنِ زیرِ علف
خر هستی و یک عُمر فریبَت دادند
با یونجه و کاه و رنگ و تصویرِ عَلف
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, تحت تاثیر علف بودن, خر علفی, پیرهن زیر علف
ای خرهمه عمر مست و نالان توام !
درسالن انتظار و دالان توام !
تا رهگذران خر، ندزدند تو را
آویخته و دست به پالان توام
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, دست به پالان, خر دزدی, رهگذران خر
می گویم و از بیان فکرم غم نیست
موجود بدون غصّه در عالم نیست
هر چند پر از غم اند روشنفکران
اندوه الاغ های عالم کم نیست
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, اندوه خرکی, خر بدون غم, شادی خرکی
در آخور و پیش در خرابی کرده
بر هیکل«مش صفر»خرابی کرده
دارند دو گوش گاو را می بُرّند
با اینکه جناب خَر خرابی کرده
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, خراب کاری خرکی, بریدن گوش گاو, جناب خر
در سینه شهر شور و عشق و شرر است
شادیّ و سرور و خنده در هر گذر است
باور بکند هر کسی این حرفم را
یا دشمن مردم است یا اینکه خر است
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, دشمن مردم بودن, خر بودن, شادی دروغین
خر پول و عزیز و نو نوارت کردند
بیکار شدیّ و کاردارت کردند
بر دوش تو است بارِ مسوولیّت
رندان زمانه باردارت کردند !!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, باردار کردن, خرپولی, کاردارشدن
پوسیده همه پنجره و دَرهامان
از حِرص و دروغ پُر شده سَرهامان
با اینهمه خیلی مترقّی هستیم
دارند سواد و دکترا خرهامان !
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, سواد خرکی, خرهای باسواد, خر باسواد
ای عمر تو هفتاد وَ یا یکصد وهفت
ای گرم شده ز آتش هیزم و نفت
تصویر تو در جهان گوناگون چیست؟
آمد خرکی به دشت جفتک زد و رفت
برچسبها: خرنامه علیرضارضائیتصویر خرکی, رباعی خرانه, جفتک زدن, آتش هیزم و نفت
ای دوست تو از قبیله ی قلب منی
دارایی و مایه تیله ی قلب منی
افسار خودت را به دلم کوبیدی
عمریست که در طویله ی قلب منی!!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, طویله قلب من, مایه تیله داشتن, افسار را محکم کوبیدن
از غصه فرو ریخته موی سرمن
غم موج زند به ساحل دفترمن
بی علم و ادب همیشه کیفش کوک است
شاد است همیشه باجناق خرمن!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, باجناق خر من, کیف خرکی, رباعی طنز
از یار به یادِ یار قانع باشی
از تار به عکسِ تار قانع باشی
چون یونجه گران شدست ای کُرّه الاغ!
باید پس از این به خار قانع باشی
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, قناعت خرکی, ای کره الاغ, گرانی یونجه
با اسب و خر و گاو عروسی کردن،
با مار سیاه دیده بوسی کردن،
بهترکه برای لقمه ای نان شب و روز
عادت بکنی به چاپلوسی کردن
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, عروسی خرکی, چاپلوسی خرکی, ازدواج با مار
از کل جهان ناحیتش بیشتر است
از تهنیتش،تسلیتش بیشتر است
ایران که سَرای حادثات است در آن
با خر بروی امنیتش بیشتر است
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, امنیت خرکی, ایران سرای حادثات, تسلیت باران
گر آدمی از سران دِه خواهی شد
یا جزء ستمگرانِ دِه خواهی شد
از خاکِ سیاه و سخت خواهی رویید
روزی علفِ خران دِه خواهی شد
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, علف خران ده, رباعی طنز
از شد ّت غم قبیله را گم کرده!
دارایی و مایه تیله را گم کرده!
از بس که به خر فشار وارد شده است
بیچاره درطویله را گم کرده!
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, فشار خرکی, قبیله خرها, مایه تیله خرکی
از بینش و عقل برحذر باید بود
خوشحال و بدون دردسر باید بود!
ضرب المثلی ساخته ام گوش کنید
جایی که همه خرند خر باید بود
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, خر بودن, ضرب المثل خرکی
از پست و مقام عذر او خواسته شد
ازشوکت و اعتبار او کاسته شد
خردزد،شتردزد در آمد از آب
«گل بود و به سبزه نیز آراسته شد»
برچسبها: خرنامه علیرضارضائی, عذر کسی را خواستن, گل بود و به, آراستگی کامل
